سریال گمشدگان
معروفترین سریال جهان پرفروشترین سریال جهان |
ترسناکترین فیلمهای ۲۰۰۹
جدیدترین فیلمهای سراسر وحشت با کیفیت عالی و زیرنویس فارسی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
آنکه راستیش پیشه است و درستیش آئین، سود خود را در زیان دیگران نداند، هوسباز دل را در داوریها راه ندهد، پیمان شکنی را ناستوده و زشت خواند، نوامیس ملی و اجتماعی را به هوای هوسهای خود بر باد ندهد.
آنکه فریب درهم و دینار خورد، رازهای کشور را به بیگانگان فروشد کجا باشرفش توان خواند؟
تو اگر دیدی با انجام وظیفه ساغر زندگیت خونین میشود و هستیت را تاراج به باد خواهد داد وظیفه ات را انجام بده و به خاطر شرف مرگی پر افتخار را در آغوش گیر.
دانش را به تنهایی ارزشی نیست چه بسیارند مردمیکه آسمان بینش و دانش را ماهند ولی وزن و بهائی ندارند.
هنگامی نازنین و محبوبند که شرافت را زیب پیکر خود سازند. شرافت همچون هاله ای بر تارک آزادگان میدرخشد. شرافت شعله ایست که بشر ناهوشیار را در تاریکی های زندگی رهبری میکند و نمیگذارد که سپید جامه ی آنان آلوده و سیاه گردد.
باشرف جلوه ای از فضائل اخلاقی است. در اندیشه آزار دیگران نیست، دادستانی را خوی آسمانی میداند، کامکاری خود را در شکست دیگران نمیجوید.
خویش را بسوزان و از شادکامی دیگران شادیها کن.
آنکه باشرف است در فراز و نشیبهای زندگی و در تاریکیهای حیات نیز به آهنگ آسمانی وجدان گوش میدهد، پاکبازی و آزادگی، راستی و درستی، نکوکاری و دیگر نوازی را شیوه و آئین خود میسازد و آسمانیان را به دوستی و آشنائی خویش برمیگزیند.
انسانهای باشرف از رسوائیها گریزان اند و از پلیدیها گریان. سپید جامه ی افتخار را میپوشند و آئین مردمی را به جهانیان می آموزند.
منبع: انشاء و نامه نگاری نوین
تالیف و گردآوری: علی بذلی
به راستی وجدان هم چیز خوبیست! همان آهنگ درونی که گاه از زشتکاریمان سرزنش میکند و زمانی نکوکاریمان را درود میگوید. وای به روزگار قومی که این آهنگ ملکوتی در دلهای مردمش خاموش شود و مردمانش بی وجدان باشند، از انجام وظیفه خودداری کنند و به توبیخهای وجدانشان اعتنائی ننمایند. چنین اجتماعی جاویدان نمی ماند و دستخوش تباهی و نیستی خواهد شد.
بیایید با وجدان باشیم. در هر گامی که برمیداریم بدین ندا گوش فرا دهیم . وجدان میگوید راستی پیشه سازید ما نیز چنین کنیم. وجدان میگوید: از آزار و بیداد افتادگان در گذرید، به زشتی مگرائید و به خواسته دیگران چشم نیاز مگشایید ما نیز این دستورها را بکار بندیم و بدان راهی رویم که وجدان نمودار میسازد.
آنکه بی وجدان است رنجش یار و سیاهیش در انتظار است.
بکوشید که این ندای آسمانی را فرمان برید. از ستایشش شادان شوید و از نکوهشش به خویش آیید.
منبع: انشاء و نامه نگاری نوین
تالیف و گردآوری: علی بذلی
رفتم، حقیقت زندگی را فهمیدم و حال آمده ام که بگویم:
خداحافظ ناامیدی , سلام زندگی
سلام
اومدن و رفتن فقط یه بهونه است. شاید امروز رفتن من هم درست مثل اومدنم فقط یه بهونه باشه، بهونه ای برای رفتن به دنبال حقیقت از دست رفته ام تو زندگی و به دست آوردن دوباره ی اون. میگن دنبال هر رفتنی یه اومدنی هم هست ولی کی خواهم اومد فقط خدا میدونه. به هر حال... فقط برام دعا کنید. هرچند خدا حافظی برام خیلی سخته ولی خب چاره ای نیست، مجبورم بگم :
خدا حافظ
وقت رفتنه
بقچه ی سفر رو بستنه
اینو فقط خدا خوب میدونه
خاطرت از یاد من هیچوقت نمیره
زندگی رسمش همینه
گرچه میرم اما دلم به یاد تو بازم میمونه
دلم به یاد تو بازم میمونه
...
جای تو گرچه اینجا خالی است
اما خاطر و یاد تو همچنان در ذهن من باقی است
آری زندگی اینچنین بر من جاری است
خاطر و یاد تو همچنان در ذهن من باقی است...
قاصدک پس تو کجایی؟
دلم گرفت
منتظرم که بیایی...
ای خدا کی می شود آسمان دل من هم آبی شود
کی می شود این دلم از درد ها و رنج ها خالی شود
خدایا اینهمه درد و رنج را به کجا ببرم؟...
بو سوزی سنه خاطر یازارام
سنه خاطر نچه واقتی گدیین یولووا باخارام
یولووا باخارام بلکه قیدیپ گلسن
گلسن گنده اوریونن منی سن سسلیسن
ددیگون سوزلرووی گنده یادیما سالارام
او گونش گونلریمه باخارام سنه خاطر یازارام
کاش بیلیدین نجه سنسیز یاشیام
سنه خاطر نچه واقتی گوزلمخدن انتظاردان یازیرام
خداوند از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.
خداوند لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی در آدمها شما را بیشتر متعجب میکند؟
خداوند جواب داد: اینکه از دوران کودکی خود خسته میشوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند،
اینکه سلامتی خود را بخاطر بدست آوردن پول از دست میدهند سپس پول خود را خرج میکنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند،
اینکه با نگرانی به آینده فکر میکنند و حال خود را فراموش میکنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی میکنند،
اینکه به گونه ای زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای میمیرند که گویی هرگز نزیسته اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت، سپس من سؤال کردم: بعنوان پروردگار دوست دارید که بندگانتون چه درسهایی از زندگی بیاموزند؟
خداوند پاسخ داد: تنها کاری که میتوانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند، اینکه یاد بگیرند نمیتوانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد،
اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند،
اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند،
اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان میبرد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند،
اینکه یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است،
اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند،
اینکه یاد بگیرند دو نفر میتوانند به یک چیز نگاه کنند و آنرا متفاوت ببینند،
اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید انسانها بدانند؟
خداوند لبخندی زد و گفت:
"فقط اینکه بدانند من اینجا هستم..." همیشه
متنی رو که خوندین، دوست عزیزی لطف کرده بودن برام فرستاده بودن که خیلی مطلب جالب و پر محتوایی بود و به دلم خیلی نشست. از همین جا از ایشون کمال تشکر رو دارم .
یادمان باشد جان ما شیرین است و فطرت ما پاک. به پاکی و شیرینی آن بیاندیشیم و به شکل آن در آییم. به فطرت پاک خود برگردیم و جان را تجدید کنیم. ان شا الله.
عید مبارک باد
دوست من تبریکات صمیمانه ام را بپذیر. با طلوع خورشید فرخنده نوروزی، من هم سرسبزی و شکفتگی، تندرستی و شادکامی تو را خواستارم. بهترین چیزها را برای تو و کسانیکه دوستشان می داری، آرزو می کنم. پیام دوستی و محبت خود را همراه شکفتن گل های سپید بهاری به تو تقدیم داشته، امیدوارم که سال نو سال موفقیت ها و کامیابی های تازه ی تو باشد. حلول سال جدید را غنیمت شمرده بهترین شادباش های خود را به تو تقدیم می کنم. مفتخرم که به مناسبت تحویل سال نو، تبریکات صمیمانه ام در پیشگاه عالی مقبول افتد.
ببین چگونه از خودم رها شدم
به یک صدا درون سینه ام ببین که راهی خدا شدم
ببین که بوده ام، چه سرد و بی فروغ بوده ام
که از خدای خود ببین چه دور بوده ام
ببین که با خدا چگونه آشنا گشته ام
که اینچنین من از خدای خود ببین شرمسار گشته ام
اگر چه من همیشه از تو دور بوده ام
ولی به حس تازه ی تو در کنار خویش آشنا بوده ام
من تو را ندیده ام
ولی صدای تو همیشه در درون من تنیده است
دل من این ترانه را فقط برای تو سروده است ...
سلام، سلامی به گرمی محبت و مهر و وفای همه ی شما عزیزان. از اینکه هنوز هم به یاد من هستید از لطف همه ی دوستان ممنونم. براتون آرزوی خوشبختی و موفقیت دارم و امیدوارم تو همه ی لحظه های زندگیتون احساس خوشبختی و رضایت خاطر داشته باشید و درخت موفقیت تو زندگیتون روز به روز براتون پر بارتر و مستحکم تر بشه. لحظه های سبز و زیبایی رو برای همتون آرزو می کنم.
دلتون شاد، تنتون سالم و لبتون همیشه خندون
ای خدا
این همه نالانم نکن
چشم هایم را این همه گریان نکن
ای خدا
این همه حیرانم نکن
بیش از این پریشانم نکن
ای خدا
این غم و درد را از وجودم درمان بکن
اندرونم را شاد کن
ای خدا
این همه خوارم نکن
بیش از این گرفتار و پشیمانم نکن
ای خدا ...
وقت نماز
یادت نره
دست به دعا بری
اون خدا رو صدا کنی
با یک دل پاک
از ته دل
تو هم برام دعا کنی...
از همه ی دوستان عزیز التماس دعا دارم.
بین من و اون خدا
از بس فاصله ها زیاده
خیلی دلم تنگ شده
من غرق سکوت و تنها شدم
شروع فصل تازه با شب یلدا
یه فصلی از خاطره ها برای فردا
سلام. شب یلدا بر همگی دوستان مبارک. شب پر از خیر و خوبی و خوشی و خاطره ی شاد رو برای همه ی دوستان عزیز آرزو می کنم. لحظه های شیرین مثل رود همیشه جاری تو زندگیتون. شب خوش.
می شود با خدا هم حرف زد
دست او را در دستان خویش لمس کرد
می شود با عمق وجود آن خدا را احساس کرد
با صدایش خویشتن را از درون خویش بیدار کرد
می شود لحظه ها را به زیبایی هم سر سپرد
زندگی را با یاد او به آرامی هم سر سپرد
چی شد زندگیمون چنین شد
غم اومد و تو دلهامون کمین شد
تو رفتی با رفتنت زندگیمون تباه شد
به این زودی چرا سایت از سر ما جدا شد
بودنت برامون شده بود یه عادت
بدون که من می مونم همیشه به یادت



